بسم الله الرحمن الرحیم
چند وقته خیل بی حوصله شدم . خودمو گم کردم ، احساس بی هدفی می کنم ، بی انگیزگی.
دلم تنگ شده ![]()
دقیق نمیدونم برای کی یا برای چی ولی می دونم که خیلی دلم تنگه خیـــــــلی .
دلم تنگ شده برای تماااام کسانی که از بچگیم تا الان که دیگه ۱۹ سالم شده باهاشون کوچکترین خاطره ای داشتم . نمی دونم چرا ولی دوست دارم برگردم به کودکیم . شاید به خاطر اینکه بچه ها هیچ دغدغه ی بزرگی ندارن .
بچه که بودم از خدا می خواستم روزا رو طولانی تر کنه . آخه روزام خیلی زود تموم می شدن. هر ثانیه خودمو مشغول یه کاری می کردمو کلی سرگرم می شدمو لذت می بردم . اما حالا حس می کنم زمان خیلی داره کند پیش میره.
اینترنت نداشتیم ، ماهواره نداشتیم ، منتظر شوهای جدید نبودیم و... . برای سرگرم شدن می رفتیم سراغ هم سن و سالامون تا با هم ، در کنار هم بازی کنیمو سر گرم بشیم . یه بازی دسته جمعی که دوست نداشتیم هیچوقت تموم بشه .
شاید همین بازیا باعث می شدن که هیچوقت غم تو دلامون نیاد . یا شاید اینکه عمرمون هنوز اونقدری نشده بود که فرصت کنیم با خودمون خاطره جمع کنیم .
خاطره ...
حتی فکر کردن به بعضی از خاطرات آدمو دیوونه می کنه ![]()
![]()
از خاطراتم بدم میاد . چون دست نیافتنین . چون حسرتشونو می خورم .
دلم تنـــــــــــگ شده![]()
واسه کسانی که تو خانوادم بودن و الان دیگه نیستن. واسه دوستایی که یک روز ازشون بی خبر نبودم و الان سالهاست که حتی ندیدمشون .
دلم تنـــــــگ شده
واسه ی خودم . از بچگی تا حالا خیلی عوض شدم . اونقدر که هیچ شباهتی با اون آدم قبلی ندارم . حس می کنم خیلی از خودم فاصله گرفتم .
دلم تنــــــــگ شده
واسه ی خدا. همه ی چیزایی که تا حالا گفتم تغییر کردنو دیگه هم برنمی گردن ولی خدا که همون خداست . نه گذر زمان روش تاثیر می ذاره و نه ذره ای از محبتش کم شده . پس چرا دلم براش تنگ شده؟![]()
می دونم که دل خدا هم برای من تنگ شده چون این منم که تغییر کردمو ازش فاصله گرفتم نه اون .
خدایا چرا ما به حرفای دلسوزانت گوش نمی کنیم؟ چرا فقط وقتی ناراحتیم میایم سراغت؟ چرا همیشه ما رو می بخشی؟
خدایا تو خیلی خوبی خیــــلی دوست دارم . اگه یه زمانی خودمونم خواستیم ازت فاصله بگیریم تو نذار![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام سلام حالتون چطوره ؟![]()
تو پست قبلی نوشته بودم که بعدا در مورد موضوعی که گفته شد بیشتر توضیح می دم که بنا به دلایل
شخصی منصرف شدم و دیگه در این مورد نمی نویسم توی وبلاگم اگه دوست داشتید به همون آدرسی
که نوشته بودم برید اونجا کلی اطلاعات می تونید بدست بیارید. عذرخواهی می کنم از اون کسانی که
برام نوشته بودن دوست دارن این مطلب بازتر بشه ولی نمی خوام وارد سیاست بشم چون اولا از
سیاست متنفرم ثانیا به شدت ازش می ترسم. آدم ترسویی نیستم ولی ترجیح می دم زندگی آرومی
داشته باشم. ![]()
بگذریم ...
خواستم در مورد یه اتفاق جالب بنویسم . یکی از بازیگرای مشهور ایران که اصالتا خرم آبادی هستن
چند وقت پیش میاد خرم آباد یه محله هست اینجا که نزدیکای غروب جوونا می رن دختر و پسر همه
جمع می شن اونجا . وقتی اون خانم بازیگر می ره به اون منطقه فکر می کنه که جوونا جمع شدن
تظاهرات کنن آخه تعدادشون خیییییلی زیاده . البته این برای خودمون عادیه .![]()
بحثم فقط شهر خودم نیست . واقعا ایییییییین همه جوون چرا باید وقتشونو توی خیابونا بگذرونن؟
اینا همه ریشه داره . ریشه از بیکاری ، بی حوصلگی و یا هر چیز دیگه .
وقتی بحث ایراد گرفتن میشه می گن چرا جوونای ایرانی انقدر مدگرا شدن ؟ چرا به هیچی اهمیت نمی
دن ؟ چرا از صبح تا شب پای ماهواره می شینن؟
یکی نیست بگه آخه اگه اینکارا رو نکنن چیکار کنن؟![]()
واقعا این بحثا دلسوختن داره . من که خیلی دلم می سوزه نه فقط واسه ی بیکاری ، واسه ی خودم دلم
می سوزه چون منم یکی از همین جوونام.
حالا این وسط کی مقصره خدا می دونه. ما جوونا ؟ مسئولای شهرمون ؟ یا کسانی که از مسئولای
شهرمون مسئول ترن؟ ![]()
برید ادامه ی مطلبو ببینید عکسای جالبی زدم![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا چقدر زیبا می شد اگر دنیا همان شکلی بود که در کودکی می دیدم
خیلی وقته که می خوام در مورد گروهی صحبت کنم که به نظر من شناختن اونا و کاراشون توی این جهانی
که داریم زندگی می کنیم از همه چیز مهم تره ، ولی هر بار با خودم گفتم که اگه بخوام از اونا بنویسم خیلی
نوشته هام طولانی میشه و مطمئنم کسی نمی خونه.
ولی وجدانم اجازه نمی ده که راحت بگذرم و وظیفه ی خودم که فقط می تونه اطلاع رسانی باشه رو انجام
ندم.
گروهی که هر چیزی رو توی دنیا دارن زیر نظر خودشون می گیرن و پنهانی دارن اهداف شوم خودشونو در
هر نقطه ی دنیا پیاده سازی می کنن و حتی خود ما بدون اطلاع داریم اونا رو به خواسته و هدفشون نزدیک
می کنیم :
فراماسونری ها
نمیخوام با تعریفای کلیشه ای شناختن اونا رو سخت کنم و می خوام خیلی راحت بگم که ماسون ها گروهی
از یحودیانی هستند که دارن با کمک گرفتن از اجنه و برده کردن خودشون برای شیطان مردم رو هماهنگ
با اهداف شومشون می کنن که به هدف اصلی خودشون یعنی ایجاد سپاه مقابله با امام زمان (عج) آماده
می کنن.
وقتی در مورد این گروه تحقیق م کنی متوجه نفوذ بی حد و اندازشون در هرررررر زمینه ای میشی .
نمادهای شیطانیشون رو به طرز ماهرانه ای وارد زندگی های ما کردن و بعضی از ماها رو علاقه مند به
اونا .
متاسفانه روز به روز جوونا بدون اطلاع دارن به سمتشون کشیده میشن .
مدهای جدید مو لباس و ارایش ، زیور آلاتی که استفاده می کنیم غافل از اینکه بیشتر اونا نماد های همین
گروه هستند و نماد توهین به خداوند و دین و مذهبن . موسیقی های شیطانی که چیزی جز توهین و فحاشی
به مقدسات نیستن و... همه و همه اقدامات ماسون هاست برای ضعیف کردن ایمان ماها.
زیاد نوشتمو طولانی نمی کنم . به زودی یه مستند در این مورد توی وبلاگم قرار می دم و بهتون پیشنهاد می
کنم به این سایت حتما سر بزنید . (خصوصا به قسمت پر بازدید ترین مطالب ، پیامهای پنهان تصاویر) .
در پست های بعدیم بیشتر در این مورد صحبت می کنم.
امیدوارم خسته نشده باشید![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستای گلم خوبین خوشین ؟ تعطیلات خوش گذشت؟ من که خیلی بهم خوش گذشت . انشالله که امسال سال خیلی خوب و پر برکتی باشه برا هممون![]()
از یه طرف ناراحتم که تعطیلات تموم شده از یه طرفم خوشحالم آخه کسی وقت نمی کرد بیاد نت آمار وبلاگم خجالت آور بود ![]()
![]()
امسال سال خیلی مهمیه . خیلی پیش بینی ها در مورد این سال هست که من خودم اعتقادی ندارم ولی
بعضیا را انقدر تحت تاثیر قرار دادن که زندگی عادیشون مختل شده . از جمله مهم تریناش اینکه سال ۲۰۱۲
سال نابودی دنیاست و بعضیا می گن سال نابودی اسرائیل که امیدوارم دومیش درست باشه
. از همه ی
اینا بگذریم امیدوارم امسال سال ظهور امام زمان (عج) باشه که اگه این آرزومون برآورده بشه بقیه ی آرزوهای
خوبمونم برآورده میشن .
ای کاش می تونستیم لذت ظهور رو درک کنیم و ای کاش به این باور برسیم که ظهور امام زمانمون یعنی
داشتن زندگی کردن توی دنیایی پر از خوشبختی و شادی ، دنیایی پر از عدالت که هیچوقت نداشتیم .![]()
دعا کنید امام زمان (عج) ظهور کنن چون اگه زمان ظهور زنده باشیم کلی فرصت برامون پیش میاد که
گناهانمون بخشیده بشن و هم توی این دنیا به خوشبختی برسیم هم توی دنیایی که قراره تا ابد اونجا باشیم .
فکر کردین به کلمه ی ابد؟ یه زندگی که هیچ پایانی نداره . نه مرگ توش معنایی داره نه دنیای بعدی در کاره .
هیچ انسان متفکری نمی تونه وجود جهان بعدی رو انکار کنه چون اگر جهان بعد وجود نداشت اعمال خوب و بد
هم معنایی نداشت و دلیلی هم نبود که سعی کنیم توی این دنیا انسان خوبی باشیم ، حق مظلوم هیچ وقت
از ظالم گرفته نمی شد و...
پس چرا بین خوب و بد ، خوب رو انتخاب نکنیم؟ می تونیم یه زندگی ابدی شیرین و پر از خوشی داشته باشیم
و یا یه زندگی ابدی که هر لحظش برامون سخت و درد آوره . پس فقط یه جمله کافیه که بتونه نجات بخش
هممون باشه :
اللهم عجل لولیک الفرج![]()

برچسبها: طبیعت لرستان, طبیعت خرم اباد, 13 به در در خرم آباد
امسال هم تموم شد با همه ی خوبیا و بدیاش ![]()
بعضیا عزیزانشونو از دست دادن بعضیا به خونه ی بخت رفتن بعضیام که هر چی زمان براشون بگذره هیچ
تغییری نمی کنن .همچنان بی تحول و بی نقش...
شروع بهار بهانه ی خوبیه برای شاد بودن - در کنار هم بودنو از نو شروع کردن. هر سال عید که میشه
تصمیم می گیرم از سال قبلم بهتر باشم. با خودم می گم دیگه امسال نباید عین سال قبل باشم . باید
اشتباهات زندگیمو کمتر کنم بیشتر تلاش کنم و موفق تر بشم ولی آخر سال که میشه برمیگردم به
عقبو می بینم که باز همون آدم سال قبلم ![]()
بیاین به خودمون یه قولی بدیم ![]()
امسال اولین جایی رو که پاک می کنیم از آلودگی دلمون باشه . می خوام هرچی کینه و نفرت توی دلم
جمع کردمو امسال پرتشون کنم بیرون. از خدا می خوام گناهان هممونو پاک کنه و از اول اعمالمونو
بنویسه ![]()
می خوام یه شعار برای خودم داشته باشم . خیلی فکر کردم تا شعار مناسبمو پیدا کنم . بالاخره به این
نتیجه رسیدم : ![]()
تنها منم و خدا پس ترسی نیست
همه می میرن و از بین می رن ؛ هیچکس و هیچی باقی نمیمونه برام جز خدا .وقتی به این باور برسم
که تنها همدم واقعیم توی کل جهان اونه از هیچی نمی ترسم و هدفمو دنبال می کنم. وقتی تمام
کارامو به خاطر خدا انجام بدم نباید ترسی داشته باشم . نهایت وحشت دنیا مرگه ولی اگه به خدا اعتقاد
داشته باشم مرگ هم برام شیرین و لذت بخش میشه .
خدایا کمکمون کن که بتونیم به این درجه از شناختت برسیم . سخته ولی اگه تو بخوای میشه![]()
عید همتون مبارک بهترین روزا رو براتون آرزو می کنم.
اگه عمری باشه بعد از تعطیلات آپ می کنم وبلاگمو.
دوستون دارم . دلم براتون تنگ میشه خدانگهدار![]()
![]()
![]()
این کار کنیم . خیلی کلاس داره نه؟![]()
رای ندیم . هیچکدوممون . چطوره؟ اونوقت می گن فلانی به عنوان نماینده مجلس
فلان شهر انتخاب شد با ۲۰ رای![]()
خوبه آبروی کشور می ره
. می تونیم یه ضد حال اساسی بزنیم به اونایی که باعث
شدن مردم فقیر باشن. آبروی ایران می ره.
ایران کیه؟ آبروی کی توی جهان می ره؟
آقا یا خانومی که با افتخار می گی من رای نمی دم تا آبروی ایران بره . ایران خود
تویی ، ایران کشور توئه ، ایران خانواده ی تو هستن.
کیا دارن ماها رو تشویق می کنن که رای ندیم ؟ واقعا کیا ؟جزاونایی که سالهاست
وطنشونو فروختنو دارن با دشمنای ایران ، اونایی که چشم ندارن یه ذره پیشرفت
ماها رو ببینن همکاری می کنن؟
من رای می دم ![]()
من رای می دم حتی اگه هیچکدوم از کاندیدای انتخاباتی رو قبول نداشته باشم ، این
حضور منه که چشمشونو در میاره. من پای صندوق رای می رم چون حق دارم تو
تعیین سرنوشت خودم دخالت کنم .من رای می دم چون نمی خوام دل دشمنام خنک
بشه و رای می دم چون اونقدی بزرگ شدم که قدرت تصمیم گیری داشته باشم
واسه ی آیندم. من تصمیم گرفتم هر کاری رو که دشمنام (آمریکا و انگلیس) میگن
انجام بدید یا ندید دقیقا بر عکس انجام بدم چون می دونم که اونا خوبی منو نمیخوان .
با مسئولین کم کار کشور خودمون کاری نداشته باشین .هر کی به مردم ظلم کنه
اگه قانون کاریش نداشته باشه خدا خوب بلده چجوری جوابشو بده. دلتون به حال
خودتون بسوزه و نذارید حرفای احمقانهای رو که هزاران روانشناس خارجی میسازن
تا بتونن با اونا ذهن ماها رو خراب کنن روتون تاثر بذاره.عراق یکی از کشوراییه که
آمریکا تونست واردش بشه . اگه دل دارید بریدو عکسای این سایت رو ببینید.
(تصاویر خییییییلی تکان دهنده هستن اگه روحیه تون ضعیفه پیشنهاد می کنم نگاه نکنید)
به پیشنهاد یکی از دوستان ادرس سایت رو برداشتم چون عکسا واقا روی روحیه تاثیر
می ذاشتن .
عکسا مربوط بود به شکنجه عراقیا توسط نظامیان آمریکایی در زنداد ابو غریب
با رای ندادنو لجبازی کردن با کشور خودمون تنها کاری که می کنیم شاد کردن دل
امثال حیووناییه که تو سایت بالا دختر نوجوونشون با شکنجه کردن آدمای بی دفاع
لذت می بره.
این نظر خود منه حرفای هیچ کسم رو نظرم تاثیر نداره . حالا دوست دارید رای بدید
دوسم ندارید رای ندید نظر خودتونه![]()
برید ادامه مطلبم ببینید
یه روز یه ترکه... نه یه روز یه رشتیه .... نه یه روز یه لره....
اصلا بذار از اول بگم: یه روز یه ترکه اسمش ستارخان بود یا نمی دونم شاید باقر خان. خیلی شجاع و
باهوش بود . یکه و تنها از پس ارتش مرکزی بر اومد. جونش رو کف دستش گذاشت و سرباز راه
مشروطیت و آزادی شد .

برای امروز من ، برای امروز تو تا بتونیم راحت زندگی کنیم.
یه روز یه رشتیه اسمش میرزا کوچک خان بود ، میرزا کوچک خان جنگلی ؛ خیلی شجاع بودو دلیر .
همراه مردم شهر و استانش جلوی ارتش شوروی و بیگانه ایستادند تا نتونن کشورمونو اشغال کنند و
آخرشم جونشو در همین راه از دست داد .

برای امروز من ، برای امروز تو تا بتونیم راحت زندگی کنیم
یه روز یه فارسه اسمش شهید مرتضی آوینی بود که قلمش سلاحش بود . خالص و مخلص در اختیار
رزمندگان بود و آخرش هم جانش رو در این راه فدا کرد .

برای امروز من ، برای امروز تو تا بتونیم راحت زندگی کنیم
یه روز یه لره اسمش آریو برزن بود . وقتی که اسکندر و متجاوزان به کشور ایران حمله کردند با سپاه
کم تعدادش جلوی ارتش بزرگ مقدونی ایستاد و وقتی که همه ی سربازانش کشته شدند خودش
اونقدر جنگید تا تکه تکه شد .

یه روز ما همه با هم بودیم . ترکه و رشتیه و لره و فارسه . آبادانیه و...
ما با هم بودیمو متحد . تا اینکه دشمنامون رمز موفقیت ما رو کشف کردنو قفل دوستیمونو شکستن .
حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم و به هم می خندیم...
با همدیگه می خندیم.... ما اینجوری شادیم .... خیلی داره بهمون خوش می گذره نه؟![]()
![]()
ما نسل کوروش کبیریم . چرا باید از عربهای جاهل پیروی کنیم؟
این جمله ایه که امروز خیلی زیاد می شنویم . شایدم خودمون جز کسانی باشیم که این جمله رو قبول داریم.
ولی بیاید روش فکر کنیم. منظورمون کیا هستن ؟ اصلا این جمله رو کی بینمون رایج کرده و دلیلش چیه؟
اگه یه ذره فقط یه ذره فکر کنیم می فهمیم که جمله ی بی ارزشیه و جز اختلاف انداختن بین مسلمونا
هیچی رو به وجود نمیاره.
کوروش کی بود؟ چرا دوسش داریمو بهش افتخار می کنیم؟هممون می دونیم که کوروش کبیر یه پیامبر
بودن و این واقعا افتخار ما ایرانیاست . اگه ما دینمون اسلامه این ربطی به قوم عرب نداره . هر
انسانی عقل داره و قدرت انتخاب . چرا به این فکر نمی کنیم که دینی به این کاملی چرا توی قومی
ظهور کرد که اون زمان مردمش از علم هیچی نمی دونستن . تنها دلیل عقلی اینه که خدا اینکارو کرد که
ماها به معجزه ی پیامبر پی ببریم . پیامبری که اون زمان نظر دانشمندای کل دنیا رو به خودش جلب
کرد . ما از آیین اون داریم پیروی می کنیم و طرف ما اسلامه و ربطی به قومیت نداره . پیامبر فقط یه
وسیله بودن که ما رو با دین اسلام آشنا کنن. فکر می کنید اگه کوروش کبیر زنده بود اجازه می داد که
دشمنامون اییییییین همه تو رفتارو فرهنگ ماها دخالت کنن؟ با سیاست کاری نداشته باشین . خودتون
باشید . خوتونو منطقتون . چرا هر مد جدیدی که میاد دقیقا ضد تفکرات اسلامیه؟ این نشون می ده که
با اسلام مخالفن . دوس ندارن مردم مسلمون باشن چون از مسلمونا می ترسن . واقعا چرا داریم
کمکشون میکنیم که خیلی راحت به هدفشون برسن ؟ کی ضرر می بینه ؟؟؟؟؟؟
ما که ایرانی هستیمو توی ایران زندگی می کنیم یا اونایی که کیلومترها اونوترنو دارن به بازیچه
بودنمون می خندن؟
سلام سلام . حالتون خوبه . ممنون از نظرای خوشگلی که برام گذاشته بودینو تولدمو تبریک گفته بودید.
ایشالا جبران می کنم تو تولداتونو (عروسیاتون)![]()
![]()
آهنگ وبلاگمو عوض کردم نمی پرسم قشنگه یا نه چون می دونم خییییییییلی قشنگه . شاید قالبمم عوض کنم. دیگه وارد سن جدید شدمو باید تغییر کنم![]()
راستی از این به بعد براتون فایل می ذارم تو وبلاگم که بتونید دانلود کنید .
براتون چندتا عکس خیلی خوشگلو یه فایل گذاشتم که دانلود کنید . برید ادامه مطلبو ببینید.![]()
![]()
![]()
راستی می خوام هفته آینده اونایی رو که بهم سر نمی زننو از لیست لینکام حذف کنم.![]()
راستشو بخواین می خواستم یه جشن واسه خودم بگیرم توی وبلاگم دیدم حال نمی ده و تکراریم می
شه .
حالا دیگه ۱۹ سالمه ، ۱۸ سالگیم که اصلا خوب نبود خدا کنه ۱۹ سالگیمم عین پارسال نباشه.

به ادامه مطلبم یه سر بزنین![]()
-ای بنده هنگامی که به نماز می ایستی آنچنان به تو توجه می کنم انگار همین یک
بنده را دارم و تو آنچنان از من غافلی گویی هزاران خدا داری............
از بچگی تا حالا صد ها بار این جمله رو شنیدم ولی بهش فکر نکرده بودم . متاسفانه این روزا مردم برای خود نشون دادن یا هر دلیلی دیگه همچین جملاتی رو وقتو بی وقت تو حرفاشون به کار می برنو ارزش اونو از بین می برن .
نمی گم آدم خوبیم یا اینکه با ایمانمو ... ولی سعی می کنم نمازم قضا نشه و متاسفانه گاهی وقتا این اتفاق می افته
. اعتراف می کنم وقتیم که نماز می خونم فکرم به جاهایی می رسه که عقل جنّم به اون جاها نمی رسه . می گن آدم وقتی نماز می خونه باید انقدر غرق بشه که متوجه اطرافش نشه ولی من اینو قبول ندارم . اگه اینجوری باشه که نماز هیچکی توی دنیا قبول نیست .
تا حالا شده که پیش خودتون بگید ای کاش یه چراغ جادو داشتم که هرچی از غولش می خواستم بهم می داد ؟ خود من که خیلی وقتا این آرزو رو داشتم .
غول چراغ جادو کیه؟
چه توانایی هایی داره که ما آرزوی داشتنشو می کنیم؟
غول چراغ جادو کسیه که تمام قدرتا تو دستشه و می تونه هررررررررررر کاریو که ازش بخوای برات انجام بده .
خدا کیه؟![]()
خدا کسیه که تمام قدرتا تو دستشه و می تونه هررررررررررررر کاریو که ازش بخوای برات انجام بده .
اِ !!!!!!!! اینا که یکی شد![]()
حالا یه سوال دیگه
فرق خدا با غول چراغ جادو چیه؟
(اینا چیزاییه که من با فکر کردن به اون جمله فهمیدم)
- اول از همه غول چراغ جادو افسانه ست و خدا واقعیه . (منظورم خدای مسلمونا نیست . خداییه که همه آدما قبولش دارن با هر دینو مذهبی . البته منظور هممون یه خداست ولی هر کی یه جوری اونو واسه ی خودش معنی کرده)
- می دونیم که هر چیزو از غول چراغ جادو بخوایم همون لحظه بهمون می ده . می دونین این یعنی چی؟ یعنی این آقای غول دلسوز ما نیست و به آینده ی کارش فکر نمی کنه . ولی بعضی وقتا چیزی رو از خدا می خوایم که بهمون نمی ده . مطمئنم واسه همتون پیش اومده که چیزیو از خدا بخواینو بهتون نده و بعد یه مدت بگید : خدایا شکرت ؛ اگه به اون خواسته احمقانم می رسیدم بیچاره می شدم .(نگو نه که خودتم می دونی داری دروغ می گی
)
حرفامو کوتاه می کنم چون اگه بخوام کامل بگم مطمئنم نمی خونید.
- حالا مهم از همه اینکه خدا خودش داره میگه وقتی داری نماز می خونی چنان بهت گوش میکنم که انگار فقط یک بنده در جهان دارم .
به این جمله دقت کنید ؛ کسی که قادره هر کاریو انجام بده ، کسی که تمام قدرتا تو دستشه ، کسی که وقتی بدترین گناهان رو می کنیم می تونه همون لحظه نابودمون کنه و نمی کنه چون امید داره که یه معذرت خواهی ساده بکنیمو ما رو ببخشه ، داره می گه که عاشقانه دوسمون داره و دوست داره ، توقع زیادی نداره فقط دوست داره باهاش حرف بزنیم. آخه چرا ما این همه مغروریم ؟ مگه اون چی ازمون خواسته؟![]()
ببخشید که از لفظ غول چراغ استفاده کردم . اینو فقط گفتم چون یه مثال می خواستم که آرزوها رو برآرده کنه.
خوشحال می شم نظرتونو بگید.
ادامه مطلب چندتا عکسه . خواستین برید ببینید .
سلام دوستای خوبم . عذر می خوام که یه مدت به وبلاگتون سر نزدم . حالا برگشتم با یه آپ بامزه که امیدوارم خوشتون بیاد . تاخیرمم جبران می کنمو انقد بهتون سر می زنم که ازم خسته بشید .
راستی تصمیم گرفتم از این به بعد هر بار قسمتی از حرفای خودمو توی وبلاگم بنویسم .شمام اگه دوس داشتین بخونین : ![]()
حرفام در مورد گذر زندگیه و اتفاقاتی که طی سپری کردن عمر برای هر انسانی می افته .
می شه گفت که تا حالا برای هممون یا دقیق تر بگم بیشترمون اتفاق افتاده که وابستگی بیش از حد به کسی یا چیزی تمام زندگیمونو تحت الشعاع قرار بده ، اونقدر که جز به رسیدن به خواستمون به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنیمو حاضر باشیم دارو ندارمونو فدای رسیدن به اون خواسته بکنیم.
بعضی از آدما به خواستشون می رسن(خوش به حالشون) و بیشتر مردم بالاجبار دست از خواستشون می کشنو به هدفی که داشتن نمی رسن . خیلیا بی خیال می شن و به هدفی دیگه فکر می کنن ، خیلیا افسرده می شنو تا آخر عمر زانوی غم شکستشونو بغل می کنن ، خیلیام کم میارنو خودشونو می کشن (البته به نظر من این گروه خودشونو از چاله به چاه پرت می کنن).
شاید حس کنین حرفام بی سرو تهه . اینا رو به این دلیل گفتم که دارم با خودم فکر میکنم ، با وجود همه این اتفاقا زندگی داره به سرعت می گذره ، گذر زمان به خوشبختی و بدبختی آدما توجهی نداره و واسه همه یکسانه . همه اینو می دونیمو با این حال بین ما و مشکلات این مشکلات هستن که همیشه پیروز می شن . عین این می مونه که یه امتحان داشته باشیمو با وجود اینکه جوابا جلوی صورتمونه توی امتحان موفق نشیم .
زیاد حرف زدم . معذرت
ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ
ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ
ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺷﺪ.ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺮﮐﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﻟﻤﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﭘﺴﺮﺵ ﺭﺍ
ﺗﺤﺴﯿﻦ ﮐﺮﺩ. ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺮﺩ ﺟﻮﺍﻥ ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯼ ﭘﺪﺭ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﻣﯽ
ﺷﻨﯿﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﮐﻮﺩﮎ5ﺳﺎﻟﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ،ﻣﺘﻌﺠﺐ ﺷﺪﻩ
ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ: ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ،ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ،ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﺑﺎ
ﻗﻄﺎﺭ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﯼ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ.
ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﭘﺴﺮ ﺟﻮﺍﻥ ﭼﮑﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺯﺩ:ﭘﺪﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ.ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺎﺭﺩ.ﺁﺏ ﺭﻭﯼ ﺩﺳﺖ ﻣﻦ ﭼﮑﯿﺪ. ﺯﻭﺝ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻃﺎﻗﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻧﺪ
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍﯼ ﭘﺴﺮﺗﺎﻥ ﺑﻪ ﭘﺰﺷﮏ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟
ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻦ ﮔﻔﺖ:ﻣﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻻﻥ ﺍﺯ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯾﻢ.ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺴﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ
ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺒﯿﻨﺪ...
سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به
پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم!
با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از
روی تنش بلند میشد به هوش آمد!
حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!![]()
ایندفعه اپم متفاوته
. واسه خودم خیلی جالب بود امیدوارم که خوشتون بیاد
. برید ادامه مطلبو ببینید.![]()
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن ۵ کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که
رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که ۵ کیلوگرم
از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار
جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان…
این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول
از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم
ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان ۵ کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند
کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی می کند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی
توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید». اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام
دهید.
سلام ایام محرم رو تسلیت می گم . امیدوارم هممون بتونیم توی این ایام با عزاداری کردن گناهانمون رو پاک کنیم .
نمی دونم گفتم قبلا یا نه ولی حالا می گم که مطمئن شم . من توی استان لرستان (خرم اباد) زندگی
می کنم. عزاداری ایام محرم توی شهر ما یا بهتر بگم توی استان ما با همه جای دنیا فرق می کنه .شب
عاشورا که میشه توی هر خیابونی یه حوضچه درست می کننو توش خاک تمیز می ریزن و با گلاب اون رو تبدیل
به گل می کنن بعد فرداش که روز عاشورا میشه همه مردم می رنو از اون گل به لباساشون می زنن .
(اخه توی لرستان رسمه که وقتی عزیزشون رو از دست می دن روی سر و بدنشون گل می ریزن به نشانه عزا) .
زیاد طولش نمی دم که خسته بشید فقط عکسایی رو از این مراسم زدم تو ادامه مطلب بریدو ببینید .
به یک لطیفه چند بار می خندید؟
پیری برای جمعی سخن میراند.
لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.![]()
![]()
![]()
بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.![]()
![]()
![]()
او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.![]()
![]()
![]()
او لبخندی زد و گفت:
وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،
پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟
گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.

شیطان به حضرت یحیی گفت : می خواهم تو را نصیحت کنم !
حضرت یحیی فرمود : من میل ندارم ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند .شیطان
گفت :مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند :....
۱) عده ای مانند شما معصومند ، از آنها مایوسیم و می دانیم که نیرنگ ما در آنها اثر نمی کند.
۲) دسته ای هم بر عکس در پیش ما شبیه توپی هستند که به هر طرف می خواهیم می گردانیم.
۳) دسته ای هم هستند که از دست انها رنج می بریم ؛ زیرا فریب می خورند ؛ ولی سپس از کرده خود
پشیمان می شوند و استغفار می کنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند دفعه دیگر که نزدیکه که
موفق شویم ؛ اما آنها دوباره به یاد خدا می افتند و از چنگال ما فرار می کنند . ما از چنین افرادی
پیوسته رنج می بریم .
به نظرتون شما جز کدوم دسته هستین؟
سلام دوستان عزیزم . بالاخره تصمیم گرفتم دوباره وبلاگمو را بندازم. امیدوارم از مطلبی که براتون نوشتم خوشتون بیاد .

۲ قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون آیند ..اما دائما قورباغه های دیگر به انها میگفتند دست از تلاش بردارید..چون نمیتوانید خارج شوید ...به زودی خواهید مرد. بالاخره یکی از ۲ قورباغه تسلیم شد و به داخل اعماق گودال افتاد و مرد..اما قورباغه دیگر حداکثر توانش را برای بیرون آمدن به کار گرفت ..بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره خارج شد ..وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند مگر صدای ما را نمیشنیدی ..؟؟؟
وی را تشویق میکنند .
.
ای کاش در برابر بعضی حرفا که اطرافیانمون می زنن ناشنوا بشیمو راه خودمونو در پیش بگیریم.
راستی چقد حرفای بقیه روی کاراتون تاثیر می ذاره؟
بي اسم حتي مي شه عاشق شد
بي هيچ ردي از خدا رو خاك
من سال ها عاشق شدم بي او
يك حس بي تفسير وحشتناك
من عاشق رفتار هاي تو
اين ترس بي اندازه از دينم
تو عاشق چيزي كه پنهونه
من عاشق چيزي كه مي بينم
بي اسم حتي مي شه عاشق شد
جادوي اين دلدادگي كم نيست
تا سيب هاي كال بي تابند
حواي من تقصير آدم نيست
دور از تو افتادم ولي هر شب
حس مي كنم بسيار نزديكي
خاموش شد فانوس من اي كاش
عادت نمي كردم به تاريكي
بي اسم حتي مي شه عاشق شد
بي هيچ نامي از تو يا از من
بيدار كن اين ترس پنهونُ
منبع : وبلاگ عشقکده

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی
نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد…
وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که
تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های
عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

از آسمان باران انا انزلنا بر فرق زمین می بارد …
امشب چشمانم
و کلام قرآن در د
تا خواب چشمانم را نیازارد ...

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این عکسای خوشگلو عکاسشون لطف کرده و برام فرستاده . ممنونم ازش که همیشه تو زیبا سازی وبلاگ کمکم می کنه.![]()
![]()




من رقص دختران هندی را بیشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روی عشق و علاقه می
رقصند ولی پدر و مادرم از روی عادت نماز می خوانند. به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.
آدم با غرور می تازد،با
دروغ می بازد و با عشق می میرد ..
در نهان به انانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در اشکار از انانی
که دوستمان دارند
غافلیم . شاید این است دلیل تنهاییمان.
دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن،
گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی)
هر روز ٬ شیطان لعنتی ٬ خط های ذهن مرا ٬ اشغال می کند .
هی با شماره های غلط ٬ زنگ می زند ٬ آن وقت من اشتباه می کنم .
و او با اشتباه های دلم حال می کند .
دیروز یک فرشته به من می گفت :
تو گوشی دل خود را ٬ بد گذاشتی
آن وقت ها که خدا به تو می زند زنگ ٬ آخر چرا جواب ندادی؟!
چرا بر نداشتی ؟
یادش به خیر آن روزها
مکالمه با خورشید
دفترچه های ذهن کوچک من را ٬ سرشار از خاطره می کرد .
امروز پاره است ٬ آن سیم ها
که دلم را ٬ تا آسمان مخابره می کرد .
با من تماس بگیر ٬ خدا
حتی هزار بار
وقتی که نیستم ٬ لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه سپر آتش (جهنم) است. «يعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش
جهنم در امان خواهد بود.»
الكافى، ج 4 ص 162
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
بحار الانوار، ج 96، ص 257
خوش به حالمون شده .............![]()
خدايا با من قهري ...!!!
بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....
بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده
است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ
شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا من رو مي بخشد
و باز هم ...




ماوس
